خوب چند وقتیه میخوام خودم رو بین این جمع های وبلاگی جا بزنم، اما نمیشه.
بلاااااااااااااخره امشب یه بهونه درست و حسابی پیدا کردم...
یه بهونه قشنگ وبلاگی که از وب گپ پیداش کردم،بازی وبلاگیی که دعوت نامه خصوصی نداشت و داغ داغ بود.
با اجازه بزرگترا منم خودم خودم رو دعوت کردم...
کلاً دوست داشتم توی یه پست بهترین کتابهایی که خوندم رو معرفی کنم،حالا این بازی یه بهونه شد که با یه تیر دو تا نشون بزنم.
خوب از اونجایی که من یا کتابایی که میخرم یا مصوره یا رمان بهترین خونده هام و البته دیده هام جزو همین دسته اند.
1.اول از همه نوشته های سیمین دانشور رو خیلی دوست دارم،حالا نمیدونم بگم داستان کوتاهاشو بیشتر دوست دارم یا سه گانه ی سرگردانیشو که( البته یه جلدش هنوز در انتظار چاپ سرگردانه)یا سو وشون؟...سووشون قطعاً شاهکار دانشوره ،به خاطر قلم روان و زنانش دوستش دارم...
2.بعدشم مثنوی ،نمیگم مولانا رو میشناسم و شعر های مثنوی رو کامل با شرح و غیره خوندم ولی تا اونجایی که مغز گنجیشکی و خونده ها و شنیده هام قد میده اگر این کتاب نبود شاید ازخدایی که میشناسیم فقط یه تصویر مخوف و دست نیافتنی باقی مونده بود.به قولی مثنوی همون گفته های قرآنه که به زبانی شیوا و عارفانه بازنویسی شده...
3.یه کتاب کوچیک از گزیده سخنان دکتر شیریعتی هم دارم که خیلی دوستش دارم به اسم خدا،انسان،عشق
(کلا کتابای کوچیک رو دوست دارم...البته طراحی جلد و صفحه آراییش هم خیلی برام مهمه)
4.یکی دیگه از کتابایی که توی کتابخونم هست و کلی خاطرش رو میخوام که نخوندمش،کتاب تصویر گران سال (البته سال 84)،خیلی عزیزه چون اون سال از نمایشگاه خریدمش .ماشالله کتاب قطوریه واون روز گرون خریدمش ،صفحه های رنگی رنگیشو که ورق میزنم کلی کیف میکنم ،آخه منو از تو اتاقم برمیداره میبره به بچگی هام .
5. رمان بادبادک باز خالد حسینی ،البته هزار خورشید تابانم خوب بود ولی به نابی موضوع بادکباز و فضاسازیهای زیبای اون نبود..دلم میخواد که فیلمش رو ببینم
6. از سبک نوشته های عرفان نظر آهاری خوشم میاد...لیلی نام تمام دختران زمین است
7.آخرسرم یه رمان هست که تقریباً تازگی خوندم و خوشم اومد ازش،شیوه نگارشش و زمان و مکان وقوع داستان با همه رمان هایی که خوندم فرق داشت،نویسنده دید جالبی داره ونوشته هاش آدم رو یاد افسانه های قدیمی میندازه،اسم کتاب شاهدخت سرزمین ابدیت هست و نویسندش دکتر آرش حجازی
...یه تیکه از خونده هام:
شاهدخت سرزمین ابدیت:این قصه ها رو که از خودم نساخته ام.اصلاً مگر آدم میتواند چیزی از خودش بسازد؟قانون بقای ماده و انرژی را شنیده ای؟همه چیز همان اول خلق شده.روزی که خدا آدم را خلق کرد دید مخلوقش خیلی تنهاست.برای همین ،زن را خلق کرد تا همدمش باشد.اما زن باعث شد که هردوشان را از باغ بهشت برانند.خدا خیلی هم زن را مقصر نمی دانست. فهمید که زن و مرد هنوز هم تنهایند که خودشان را این طور به دردسر انداخته اند.برای همین قصه ها را هم خلق کرد تا زن ومرد دیگر احساس تنهایی نکنند...
دعوت نوشت:همین دیگه،هرکس گذرش به اینجا رسید به دعوت خودش توی این بازی شرکت کنه!
دلیل نوشت:وبلاگم داشت بوی خون میگرفت،این سوژه یه بهونه بود که رنگ و بوش رو عوض کنم.
بلاااااااااااااخره امشب یه بهونه درست و حسابی پیدا کردم...
یه بهونه قشنگ وبلاگی که از وب گپ پیداش کردم،بازی وبلاگیی که دعوت نامه خصوصی نداشت و داغ داغ بود.
با اجازه بزرگترا منم خودم خودم رو دعوت کردم...
کلاً دوست داشتم توی یه پست بهترین کتابهایی که خوندم رو معرفی کنم،حالا این بازی یه بهونه شد که با یه تیر دو تا نشون بزنم.
خوب از اونجایی که من یا کتابایی که میخرم یا مصوره یا رمان بهترین خونده هام و البته دیده هام جزو همین دسته اند.
1.اول از همه نوشته های سیمین دانشور رو خیلی دوست دارم،حالا نمیدونم بگم داستان کوتاهاشو بیشتر دوست دارم یا سه گانه ی سرگردانیشو که( البته یه جلدش هنوز در انتظار چاپ سرگردانه)یا سو وشون؟...سووشون قطعاً شاهکار دانشوره ،به خاطر قلم روان و زنانش دوستش دارم...
2.بعدشم مثنوی ،نمیگم مولانا رو میشناسم و شعر های مثنوی رو کامل با شرح و غیره خوندم ولی تا اونجایی که مغز گنجیشکی و خونده ها و شنیده هام قد میده اگر این کتاب نبود شاید ازخدایی که میشناسیم فقط یه تصویر مخوف و دست نیافتنی باقی مونده بود.به قولی مثنوی همون گفته های قرآنه که به زبانی شیوا و عارفانه بازنویسی شده...
3.یه کتاب کوچیک از گزیده سخنان دکتر شیریعتی هم دارم که خیلی دوستش دارم به اسم خدا،انسان،عشق
(کلا کتابای کوچیک رو دوست دارم...البته طراحی جلد و صفحه آراییش هم خیلی برام مهمه)
4.یکی دیگه از کتابایی که توی کتابخونم هست و کلی خاطرش رو میخوام که نخوندمش،کتاب تصویر گران سال (البته سال 84)،خیلی عزیزه چون اون سال از نمایشگاه خریدمش .ماشالله کتاب قطوریه واون روز گرون خریدمش ،صفحه های رنگی رنگیشو که ورق میزنم کلی کیف میکنم ،آخه منو از تو اتاقم برمیداره میبره به بچگی هام .
5. رمان بادبادک باز خالد حسینی ،البته هزار خورشید تابانم خوب بود ولی به نابی موضوع بادکباز و فضاسازیهای زیبای اون نبود..دلم میخواد که فیلمش رو ببینم
6. از سبک نوشته های عرفان نظر آهاری خوشم میاد...لیلی نام تمام دختران زمین است
7.آخرسرم یه رمان هست که تقریباً تازگی خوندم و خوشم اومد ازش،شیوه نگارشش و زمان و مکان وقوع داستان با همه رمان هایی که خوندم فرق داشت،نویسنده دید جالبی داره ونوشته هاش آدم رو یاد افسانه های قدیمی میندازه،اسم کتاب شاهدخت سرزمین ابدیت هست و نویسندش دکتر آرش حجازی
...یه تیکه از خونده هام:
شاهدخت سرزمین ابدیت:این قصه ها رو که از خودم نساخته ام.اصلاً مگر آدم میتواند چیزی از خودش بسازد؟قانون بقای ماده و انرژی را شنیده ای؟همه چیز همان اول خلق شده.روزی که خدا آدم را خلق کرد دید مخلوقش خیلی تنهاست.برای همین ،زن را خلق کرد تا همدمش باشد.اما زن باعث شد که هردوشان را از باغ بهشت برانند.خدا خیلی هم زن را مقصر نمی دانست. فهمید که زن و مرد هنوز هم تنهایند که خودشان را این طور به دردسر انداخته اند.برای همین قصه ها را هم خلق کرد تا زن ومرد دیگر احساس تنهایی نکنند...
دعوت نوشت:همین دیگه،هرکس گذرش به اینجا رسید به دعوت خودش توی این بازی شرکت کنه!
دلیل نوشت:وبلاگم داشت بوی خون میگرفت،این سوژه یه بهونه بود که رنگ و بوش رو عوض کنم.
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
پاسخحذف