۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۶, یکشنبه

با تمام اشک هایم ،باز نومیدانه خواهش می کنم، بس کنید




دیشب وقتی داشتم وبگردی میکردم به یه آهنگ زیبا رسیدم به نام
(موج خون) که به عنوان صدای استاد شجریان معرفی شده بود ،اما بعد از اینکه دانلود کردم متوجه شدم این تصنیف با صدای رهام سبحانی و به همراهی هاله سیفی زاده هست.شعر این تصنیف متعلق به مرحوم فریدون مشیری است و زبان حال مردم ایران زمین ..
.

شرمتان باد ای خداوندان قدرت

بس کنید

بس کنید،از این همه ظلم و قساوت

بس کنید


ای نگهبانان آزادی

نگهداران صلح

ای جهان را لطفتان تا قعر دوزخ رهنمون

سرب داغ است اینکه می بارید بر دل های مردم،سرب داغ

موج خون است

موج خون است،این که می رانید بر آن کشتی خودکامگی را

موج خون

گر نه کورید و نه کر

گر مسلسل هایتان یک لحظه ساکت می شوند

بشنوید و بنگرید

بشنوید این وای مادرهای جان آزرده است

کاندرین شبهای وحشت سوگواری می کنند

بشنوید

بشنوید

بشنوید،این بانگ فرزندان مادر مرده است

کز ستم های شما هرگوشه زاری می کنند

بنگرید این کشتزاران را که مزدوران تان

روز و شب با خون مردم آبیاری می کنند،با خون مردم آبیاری می کنند

وای ای وطن،وای ای وطن

کجایی؟کجایی ای وطن

بنگرید این خلق عالم را که دندان بر جگر بیدادتان را بردباری می کنند،بردباری می کنند

بیدادتان را بردباری می کنند

دست ها از دستتان ای سنگ چشمان برخداست

بر خداست

گرچه می دانم،گرچه می دانم

آنچه بیداری ندارد،خواب مرگ بیگناهان است و وجدان شماست

خواب مرگ بیگناهان است و وجدان شماست

با تمام اشک هایم ،باز نومیدانه خواهش می کنم

بس کنید

بس کنید

بس کنید

بس کنید

شرمتان باد ای خداوندان قدرت

بس کنید

بس کنید از این همه ظلم وقساوت

بس کنید

.

.

.

ای وطن...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نوشتن نمیدونم،هر چه گفتم زبان دلم بود...
خوشحال میشم با نظراتتون کمکم کنید تا این زبان دست و پاشکسته را اصلاح کنم.
اگر اکانت گوگل داریند،گزینه اول را انتخاب کنید و اگر نه،در گزینه سوم اسم و آدرستون رو برام بنویسید و اگر هم مایلیند به عنوان ناشناس نظر بدید،آخرین گزینه رو انتخاب کنید.
ممنون از همراهیتون