دنیا وارونه شده.نه ! بهتر بگویم دیوانه شده! زمانی زمستان که از راه می رسید ، چشم به آسمان میدوختیم برای دیدن دانه های سپید شادی،آن روزهای کودکی ،شادی تعطیلی مدارس در کنار غلط خوردن و دویدن در نرمی برفهای نشسته بر زمین . و شنیدن صدای خوش له شدن حجم سپید نرم و سرد زیر چکمه های پلاستیکی رنگ به رنگمان...
حالا قصه زمانه برعکس شده،سیاهی آسمان چشم روشنیمان می شود برای تعطیلی روزها...
آخ ، آسمان من نمی خواهی بباری؟
نه ! برای من نه...
برای این زمین زبان بسته که سرد است و خشک.سرد است از نفسهایی که همه ابر شده و این پایین دیوارهای بلند قندیل گرفته پیش چشمانمان ساخته...
برای من ،نه ...
برای لبخند کودکانه ای که شوق دیدن بارش سپیدت را فراموش کرده ،برای دستان یخ زده مان که با سرمای گلوله های برفی کرخت میشد ، و چقدر دستان ما این روزها نیازمند بی حسی است ...
برای این چتر زبان بسته که هنوز بر چوب لباسی آویزان،منتظر باز شدن و خیس شدن است...
برای دود و حجم سیاهی که محاصره مان کرده ، منجی پاکم نمی باری؟
ما این جا...
این پایین اسیر ابرهای سیاه شده ایم . سیاهی روزهای زمستانی ...
بیا، ببار و ناجی ما باش، ببار و بشوی قدری از این چرک و غبار گرفته روی سر این آدمهای دل چرکین را...
بیا و ببار که این رودخانه ، بی تو می خشکد و آن وقت تنها دلخوشیمان میشود یک رویای قدیمی،یک حسرت...
زنده رود من ، بی تو میمیرد و ما می خشکیم در حسرت ندیدنش!
امکانات نوشت: هیچ وقت فکرش را نمیکردم ، شهر زیبای من که سالیان سال یک رودخانه زنده را در بستر خود جای داده آن قدر غرق دود و هوای آلوده شود که هم ردیف پایتخت نشین ها تعطیلی نصیبمان شود!
دیگر حساب سال هایی که سیاهی چترم را ندیده ام و سیاهی چترم هم سپیدی برف را ندیده است ، از دستم در رفته ! چند سال دیگر پالتوهایم را هم باید بایگانی کنم !
پاسخحذف...
اصفهانی هستی ؟؟؟
اصفهان هم تا این حد آلودگی هوا داشته ؟؟؟؟ چه بد !!!
خیلی ناراحت کننده ست نه برفی نه بارونی...انگار نه انگار آخرای پاییز هستیم
پاسخحذفجالب این جاست که هوای آلوده ی تهران گرم هم است و آفتابش هم گرمتر. بوته ی رز باغچه ی خانه ی ما سرگردان شده است باز شود یا برگهایش بریزد.
پاسخحذفانگار این روزها هم آسمون بارش و نزول خود را از ما دریغ میکند تایادمان نرود چه روزهای چرک و کثیفی را پشت سر گذاشتیم
پاسخحذفزمین دلمرده
پاسخحذفسقف آسمان کوتاه
غبارآلوده مهر و ماه
زمستان است...
زمستان است...
وزوان که آلودگی نیست، امّا حسابی سرد میشه شبا!
داغمان را تازه کردی.
پاسخحذفبیچاره کودکای الان که برف ندیدن. دلشون هم خوشه جنوب زندگی نمیکنن.
قشنگ نوشتی. دوست داشتم
آخ گفتي درد دل منو هم تازه كردي....
پاسخحذفبا اينهمه اصفهاني اصفهاني كه همه جا بم ميگن فقط يه سال تو اصفهان زندگي كردم اونم پارسال بود كه نه برف ديدم نه زاينده رود خروشان نه تضاهرات ميليوني.شايد باور نكني ولي كارمو تو مجتمع فولاد رها كردم تا خودمو به تهران برسونم و شلوغيهاش تا لاقل ...
اما پشيمونم اينجا اينقدر تنهام كه دق به دق شدم.
كارمم شد كارگري تو يه شركت كوچيك كه ماه پيش از حقوقم فقط صدو پنجاه بم رسيد.يعني كسورات داشت.
خلاصه ...
بدتر جاي بدم شد
آسمان هم می خواد یادآوری کند که ما چه قدر بدبختیم. ولی یادش رفته که ما حودمان می دانیم
پاسخحذفدرود همگن
پاسخحذفروز دانشجو را به عنوان نماد آزادی خواهی به شما تبریک و به دیکتاتورها تسلیت می گویم.
سلام بر بارون خانمی که این روزهای ما با اسمش غریبه ...
پاسخحذفتو طرح خودتو بکش نقاش ...
کاش اسمون الآن بوم تو بود تا ...
دیدی وقتی یه قطره می چکه رو نقاشی رنگها رو با هم قاطی می کنه ؟
شاید قرار نیست رنگهای این روزهای ما با هم قاطی بشه و ...
شایدم قراره که این بارون تفسیر این جمله باشه که :
آخرین برگ سفرنامه ی باران اینست ، که زمین چرکین است ...
راستی ممنون بابت ... بارانی
;)