۱۳۸۹ آذر ۱۱, پنجشنبه

حسرت سپید


دنیا وارونه شده.نه ! بهتر بگویم دیوانه شده! زمانی  زمستان که از راه می رسید ، چشم به آسمان میدوختیم برای دیدن دانه های سپید شادی،آن روزهای کودکی ،شادی تعطیلی مدارس در کنار غلط خوردن و دویدن در نرمی برفهای نشسته بر زمین . و شنیدن صدای خوش له شدن حجم سپید نرم و سرد زیر چکمه های پلاستیکی رنگ به رنگمان...
حالا قصه زمانه برعکس شده،سیاهی آسمان چشم روشنیمان می شود برای تعطیلی روزها...
آخ ، آسمان من نمی خواهی بباری؟
نه ! برای من نه...
برای این زمین زبان بسته که سرد است و خشک.سرد است از نفسهایی که همه ابر شده و این پایین دیوارهای بلند قندیل گرفته پیش چشمانمان ساخته...
برای من ،نه ...
برای لبخند کودکانه ای که شوق دیدن بارش سپیدت را فراموش کرده ،برای دستان یخ زده مان که با سرمای گلوله های برفی کرخت میشد ، و چقدر دستان ما این روزها نیازمند بی حسی است ...
برای این چتر زبان بسته که هنوز بر چوب لباسی آویزان،منتظر باز شدن و خیس شدن است...
برای دود و حجم سیاهی که محاصره مان کرده ، منجی پاکم نمی باری؟
ما این جا...
این پایین اسیر ابرهای سیاه شده ایم . سیاهی روزهای زمستانی ...
بیا، ببار و ناجی ما باش، ببار و بشوی قدری از این چرک و غبار گرفته روی سر این آدمهای دل چرکین را...
بیا و ببار که این رودخانه ، بی تو می خشکد و آن وقت تنها دلخوشیمان میشود یک رویای قدیمی،یک حسرت...
زنده رود من ، بی تو میمیرد و ما می خشکیم در حسرت ندیدنش!

امکانات نوشت: هیچ وقت فکرش را نمیکردم ، شهر زیبای من که سالیان سال یک رودخانه زنده را در بستر خود جای داده  آن قدر غرق دود و هوای آلوده شود که هم ردیف پایتخت نشین ها تعطیلی نصیبمان شود!

 چاشنی نوشت: نمیدونم چرا این آهنگ من رو یاد روزهای برفی میندازه ،شاید به خاطر عنوانش و شاید به این علت که اولین بار یک روز برفی بود که شنیدمش، آهنگ ساری گلین از آلبوم به تماشای آبهای سپید استاد علیزاده.


۱۰ نظر:

  1. دیگر حساب سال هایی که سیاهی چترم را ندیده ام و سیاهی چترم هم سپیدی برف را ندیده است ، از دستم در رفته ! چند سال دیگر پالتوهایم را هم باید بایگانی کنم !

    ...

    اصفهانی هستی ؟؟؟
    اصفهان هم تا این حد آلودگی هوا داشته ؟؟؟؟ چه بد !!!

    پاسخحذف
  2. خیلی ناراحت کننده ست نه برفی نه بارونی...انگار نه انگار آخرای پاییز هستیم

    پاسخحذف
  3. جالب این جاست که هوای آلوده ی تهران گرم هم است و آفتابش هم گرمتر. بوته ی رز باغچه ی خانه ی ما سرگردان شده است باز شود یا برگهایش بریزد.

    پاسخحذف
  4. انگار این روزها هم آسمون بارش و نزول خود را از ما دریغ میکند تایادمان نرود چه روزهای چرک و کثیفی را پشت سر گذاشتیم

    پاسخحذف
  5. زمین دل‌مرده
    سقف آسمان کوتاه
    غبارآلوده مهر و ماه
    زمستان است...
    زمستان است...

    وزوان که آلودگی نیست، امّا حسابی سرد می‌شه شبا!

    پاسخحذف
  6. داغمان را تازه کردی.
    بیچاره کودکای الان که برف ندیدن. دلشون هم خوشه جنوب زندگی نمیکنن.
    قشنگ نوشتی. دوست داشتم

    پاسخحذف
  7. آخ گفتي درد دل منو هم تازه كردي....
    با اينهمه اصفهاني اصفهاني كه همه جا بم ميگن فقط يه سال تو اصفهان زندگي كردم اونم پارسال بود كه نه برف ديدم نه زاينده رود خروشان نه تضاهرات ميليوني.شايد باور نكني ولي كارمو تو مجتمع فولاد رها كردم تا خودمو به تهران برسونم و شلوغيهاش تا لاقل ...
    اما پشيمونم اينجا اينقدر تنهام كه دق به دق شدم.
    كارمم شد كارگري تو يه شركت كوچيك كه ماه پيش از حقوقم فقط صدو پنجاه بم رسيد.يعني كسورات داشت.
    خلاصه ...
    بدتر جاي بدم شد

    پاسخحذف
  8. آسمان هم می خواد یادآوری کند که ما چه قدر بدبختیم. ولی یادش رفته که ما حودمان می دانیم

    پاسخحذف
  9. درود همگن
    روز دانشجو را به عنوان نماد آزادی خواهی به شما تبریک و به دیکتاتورها تسلیت می گویم.

    پاسخحذف
  10. سلام بر بارون خانمی که این روزهای ما با اسمش غریبه ...
    تو طرح خودتو بکش نقاش ...
    کاش اسمون الآن بوم تو بود تا ...
    دیدی وقتی یه قطره می چکه رو نقاشی رنگها رو با هم قاطی می کنه ؟
    شاید قرار نیست رنگهای این روزهای ما با هم قاطی بشه و ...
    شایدم قراره که این بارون تفسیر این جمله باشه که :
    آخرین برگ سفرنامه ی باران اینست ، که زمین چرکین است ...

    راستی ممنون بابت ... بارانی
    ;)

    پاسخحذف

نوشتن نمیدونم،هر چه گفتم زبان دلم بود...
خوشحال میشم با نظراتتون کمکم کنید تا این زبان دست و پاشکسته را اصلاح کنم.
اگر اکانت گوگل داریند،گزینه اول را انتخاب کنید و اگر نه،در گزینه سوم اسم و آدرستون رو برام بنویسید و اگر هم مایلیند به عنوان ناشناس نظر بدید،آخرین گزینه رو انتخاب کنید.
ممنون از همراهیتون