۱۳۸۹ آذر ۲۵, پنجشنبه

نذری


کوچه،
خط طویل آدمهایی بود به انتظار ناهار ظهر عاشورا  
در خیابان،
عده ای ، خون، نذر حقیقت می کردند...

۱۸ نظر:

  1. "عده‌ای خون نذر حقیقت می‌کردند"

    تکون خوردم با این جمله...

    پاسخحذف
  2. فوق العاده بود. نذرشان قبول ، نظرمان قبول .

    پاسخحذف
  3. خیلیییییییی درناک و ناراحت کتتده بود...پارسال...خون...تانک...

    پاسخحذف
  4. یادش بخیر
    جمله خیلی زیبایی بود
    باید به حقیقت خون داد تا زنده بماند باید برایش تلاش کرد تا خاموش نشود

    پاسخحذف
  5. سلام
    قشنگ بود
    ولی جداً فکر می کنی اگه امام حسین بود امروز، امریکا ازش حمایت می کرد؟

    پاسخحذف
  6. دلم گرفته، دلم بدجوري گرفته
    آقا محمد! اعتصاب غذايت خون به جگرمان ميكند
    امثال ما هنوز هستند كه تو را دوست دارند و فراموش نميتوانند بكنند.
    اين قوم اشقيا را بگذار به حال خودشان
    بگذار سر در آخورشان بمانند.
    تو لياقتت كمتر از شهادت نيست... مانند سيد شهيدان اهل قلم...
    مي دانم ميخواهي بگويي اين عين شهادت و جانبازيست... اما كمي دلت براي دل ما بسوزد...

    پاسخحذف
  7. این پستت رو امروز هم تو فیسبوک به نام وبلاگت شر کردم هم برای چند نفر اس ام اس کردم تا بقیه هم تو لذت خوندنش شریک باشن...

    "در خیابان عده‌ای خون نذر حقیقت می‌کردن"
    این جمله فوق‌العاده است...

    پاسخحذف
  8. خون
    نذر
    حقیقت
    ...
    ........
    ..............

    پاسخحذف
  9. و با خونشان نشان دادند ذلت ناپذیرند

    پاسخحذف
  10. همه اين ها كه مي گويم ،‌ كه به در مي كوبم خودم را ... كه اگر براي حسين گريه مي كنيد دليلش را هم بدانيد و .... شك مي كنم كه درد خودم هم دين است يا نه. اما همين يك جمله امام براي كل تاريخ بشري كافي بود كه " اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد" دلم خوش است كه اگر درد م درد دين نباشد ، درد آزادگي است...

    پاسخحذف
  11. قبول باشه خاله بارون
    هم نذر اونا هم نوشته شما

    پاسخحذف
  12. رد پايي از آگاهي ديدم .دادا سلام مارو از ياد برديا...!ميدونم كم لطفي از ما بوده س اما شوما...!اي واي فكر كردم اونم اصفيه.
    تو چطوري؟!!خوبي همشهري؟!دلم تنگه واس اون وقتا كه اينقدر رو مخت ميرفتم كه مجبور ميشدي آتش بگشايي.
    نفهميدم داستان فيل و اينا چي بود تو كه چيزي واسه اينا نداري!

    پاسخحذف
  13. پست جدید وبلاگمو بخون و نظرتو بهم بگو
    نظرت واسم مهمه

    پاسخحذف
  14. حالا اومدي و من اينقدر باهوش نبودم كه يه عدد بت اضافه كنم.نميخواستي بم بگي؟!
    خيلي باحالي تو .من نميدونم به تو چكار دارن.؟!
    ببين پستتو عوض كن.نه كه پاكش كنيا.نه يدونه جديد بذار تا بره پايين.
    بعدشم يسر بما بزن محض رضاي خدا.همشهري.

    پاسخحذف
  15. اینجا هنوز فعاله؟ باران خانوم میاد و میره؟ کسی خبر داره؟

    پاسخحذف
  16. چه نذری! که ملتی برای ادا شدنش دعا خواهند کرد!ملتی...

    پاسخحذف
  17. سلام بارون خانوم جون ..کجایی دختر ؟ من فکر کردم نیستی ...جمله قشنگی گفتی ...خیلی قشنگ ..

    پاسخحذف

نوشتن نمیدونم،هر چه گفتم زبان دلم بود...
خوشحال میشم با نظراتتون کمکم کنید تا این زبان دست و پاشکسته را اصلاح کنم.
اگر اکانت گوگل داریند،گزینه اول را انتخاب کنید و اگر نه،در گزینه سوم اسم و آدرستون رو برام بنویسید و اگر هم مایلیند به عنوان ناشناس نظر بدید،آخرین گزینه رو انتخاب کنید.
ممنون از همراهیتون