سلام به بارون خانوم، یا شاید باران خانم، یا ممکنه باران خانام! از وب در مه اومدم اینجا، نوشته هاتون رو خوندم، زیبا بود و البته پر درد. یک وقت هایی آدم - اگه پیدا شه - یک چیز هایی که می خونه از آدم بودن، پسر بودن و اصلا بودن خودش خجالت می کشه. متاسفم. مطلبتون درباره ی برادرهایی که عکس هاشون بر نیزه اس و ما بر صلیب رو لذت بردم وقتی خوندم. مخصوصا شرمندگی ما بر این خاک. اون صحبتای دکتر شریعتی هم که دیگه ... . خوشحال شدم و لذت بردم از خوندن وبتون، و خوشحال تر می شم اگه بیاید بخونیدم و نقدم کنید. موفق باشید.
اینجور وقتا میگن گشتم نبود نگرد نیست!! نمیدونم باید الآن هم گفت یا نه! ولی خب... ما که خیلی گشتیم و چیزی نبود... تو اگه چیزی پیدا کردی ما رو بیخبر نذار!
سلام ممنون بخاطر کامنت همراهی تان . ممنون از لطف دوستانی چون شما که دلگرمم به یاری و همراهی تان . ممنون بخاطر این دوستی های یک رنگ مجازی . در پاییز دنبال هیچ رنگی نباش جز یک رنگ و آن هیچ نست جز بی رنگی که هر چه می کشیم از این چند رنگی هاست .باز هم متشکر و ممنون.
من سراغ دارم رنگ فراموشي...! سلام بينم تو واقعا مارو گم كردي يا از ياد بردي...! دختر خوب ما با هم دوراني داشتيم همشهري بوديم كل كلي داشتيم.گفت و شنودي...! آخه رنگ فراموشي هم به اين زودي عمل نميكنه كه تو ما رو اينجوري خط زدي.خطايي سر زده؟! بوگو جبران ميكونيم. انگار چندتا ديگه هم اين گله رو كردن.پس زياد دلخوش نباشم كه به عريضهي ما پاسخ بدي...1 بوس.
ُلام بارون خانم متاسفانه كارم رفته يه شهر ديگه واونجا بيرون شهره وبه اينترنت دسترسي ندارم اما چند ماه بيشتر طول نميكشه وبلاگ شريعتي رو هم يكي از دوستام مطلب ميذاره متاسفانه زود فيلتر شد ولي هستم وبر ميگردم استوار آگاهي
نوشتن نمیدونم،هر چه گفتم زبان دلم بود... خوشحال میشم با نظراتتون کمکم کنید تا این زبان دست و پاشکسته را اصلاح کنم. اگر اکانت گوگل داریند،گزینه اول را انتخاب کنید و اگر نه،در گزینه سوم اسم و آدرستون رو برام بنویسید و اگر هم مایلیند به عنوان ناشناس نظر بدید،آخرین گزینه رو انتخاب کنید. ممنون از همراهیتون
اگه پیدا کردی به منم بگو منم برم یکی بردارم !!!
پاسخحذفسراپا اگر زرد و پژمردهایم
پاسخحذفولی دل به پاییز نسپردهایم...
والا من فعلا هر چی دیدم دورنگی بوده...یه رنگ خالص ندیدم و نمیشناسم
پاسخحذفسلام به بارون خانوم،
پاسخحذفیا شاید باران خانم،
یا ممکنه باران خانام!
از وب در مه اومدم اینجا،
نوشته هاتون رو خوندم، زیبا بود و البته پر درد.
یک وقت هایی آدم - اگه پیدا شه - یک چیز هایی که می خونه از آدم بودن، پسر بودن و اصلا بودن خودش خجالت می کشه.
متاسفم.
مطلبتون درباره ی برادرهایی که عکس هاشون بر نیزه اس و ما بر صلیب رو لذت بردم وقتی خوندم.
مخصوصا شرمندگی ما بر این خاک.
اون صحبتای دکتر شریعتی هم که دیگه ... .
خوشحال شدم و لذت بردم از خوندن وبتون،
و خوشحال تر می شم اگه بیاید بخونیدم و نقدم کنید.
موفق باشید.
این روزها همه دنبال راه بهتری می گردند برای تجدید روحیه . انگار همه به یک فضای جدید نیاز داریم
پاسخحذفاینجور وقتا میگن گشتم نبود نگرد نیست!!
پاسخحذفنمیدونم باید الآن هم گفت یا نه!
ولی خب...
ما که خیلی گشتیم و چیزی نبود...
تو اگه چیزی پیدا کردی ما رو بیخبر نذار!
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
پاسخحذفمن آموخته ام که برای زخم پهلویم برابر هیچ کیکاووسی ?
پاسخحذفگردن کج نکنم وزخم در پهلو وتیر درگردن?خوشتر تاطلب نوشدارو از
ناکسان وکسان.زیرا درد است که مرد میزاید وزخم است که انسان می آفریند.
پدرم میگوید : قدر هر آدمی به عمق زخمهای اوست.
پس زخمهایت را گرامی دار. زخمهای کوچک رانوشدارویی اندک بس است
تو اما در پی زخمی بزرگ باش که نوش دارویی شگفت بخواهد
وهیچ نوشدارویی شگفت تر از عشق نیست.
ونوشداروی عشق تنها در دستان اوست .
او که نامش خداوند است.
پدرم گفته بود که عشق شریف است وشگفت است
ومعجزه گر اما نگفته بود او که نوشدارو دارد? دستهایش
این همه از نمک عشق پر است ونگفته بود که عشق
چقدر نمکین است ونگفته بود که او هر که را دوست تر دارد
بر زخمش از نمک عشق بیشتر میپاشد!
زخمی بر پهلویم است وخون میچکد وخدا نمک می پاشد.
من پیچ میخورم وتاب میخورم ودیگران گمانشان که میرقصم!
من این پیچ وتاب را و این رقص خونین را دوست دارم? زیرا به یادم میآورم
که سنگ نیستم?چوب نیستم خشت وخاک نیستم که انسانم...
پدرم گفته است از جانت دست بردار? از زخمت اما نه?
زیرا اگر زخمی نباشد? دردی نیست و اگر دردی نباشد
در پی نوشدارو نخواهی بود واگر در پی نوشدارو نباشی عاشق نخواهی شد و
عاشق اگر نباشی خدایی نخواهی داشت ...
از پاییز رنگی تر؟!
پاسخحذفشاید دنبال سبز هستی؟! توی بهار هم دیگه پیدا نمیشه این رنگ. بگرد تو دلت پیداش کن
تو خودت هم معجزه ای و هم زلزله. آن یک رنگ در وجود خودت هست . بی خیال رنگ های پاییزی... در خودت آن رنگ ناب را پیدا خواهی کرد
پاسخحذفسلام
پاسخحذفممنون بخاطر کامنت همراهی تان . ممنون از لطف دوستانی چون شما که دلگرمم به یاری و همراهی تان . ممنون بخاطر این دوستی های یک رنگ مجازی .
در پاییز دنبال هیچ رنگی نباش جز یک رنگ و آن هیچ نست جز بی رنگی که هر چه می کشیم از این چند رنگی هاست .باز هم متشکر و ممنون.
چرا سراغ داريم ...
پاسخحذفولي چقدر شما بي معرفتين که ما رو از ليست کوچه بغلي تون حذف کردين ...
من سراغ دارم رنگ فراموشي...!
پاسخحذفسلام بينم تو واقعا مارو گم كردي يا از ياد بردي...!
دختر خوب ما با هم دوراني داشتيم همشهري بوديم كل كلي داشتيم.گفت و شنودي...!
آخه رنگ فراموشي هم به اين زودي عمل نميكنه كه تو ما رو اينجوري خط زدي.خطايي سر زده؟!
بوگو جبران ميكونيم.
انگار چندتا ديگه هم اين گله رو كردن.پس زياد دلخوش نباشم كه به عريضهي ما پاسخ بدي...1
بوس.
ُلام بارون خانم متاسفانه كارم رفته يه شهر ديگه واونجا بيرون شهره وبه اينترنت دسترسي ندارم اما چند ماه بيشتر طول نميكشه وبلاگ شريعتي رو هم يكي از دوستام مطلب ميذاره متاسفانه زود فيلتر شد ولي هستم وبر ميگردم استوار آگاهي
پاسخحذف