تاب می خورد هنوز،تاب ترانه ام
ترانه می خواند و تب میکند مدام
تب دارد و تن تاب ندارد
تن تیر خورده است ، تاب ندارد
تیر، تیرباران ،تابستان، تجاوز
تیر، تهران، تجاوز ، ترانه...
حساب نوشت: کلمه های شکسته بسته ام رو به حساب شعر نگذارید ،فقط یه حس بود که دوست داشتم روی کاغذ بیارم.
خاطره نوشت:7تیر،ترانه و مسجد قبا...
چاشنی نوشت:سمفونی ایثار (اگرچه فکر میکنم آقای انتظامی سمفونی ایثارش رو دوباره باید بسازه)
گاهی سخنی که از درون فوران میکند حماسه می آفریند آن هم حماسه ای از جنس آزادی
پاسخحذفزیبا بود
تو هم که مثل من اسیر این روزشمار هشتاد و هشتی
پاسخحذف...
آگاهی--->ممنون،امیدوارم اول خودم آزاد و آزاده باشم
پاسخحذفپرند--->تمام برگه های تقویم 88 را مثل گلبرگهای گلی میان دفتر مشق هایم خشک می کنم،تا همیشه یادش بمانم.راستش رو بگم یه پست دیگه آماده کرده بودم اما امروز یادم افتاد که پارسال همین روزها بود که...
ممنونم كه سر زدي.
پاسخحذفاين چيزي هم كه نوشتي همون شعره ديگه اصلا تعريف شعر و اگه خونده باشي همينه.
درباره زنجيرم بگم كه جانا سخن از زبان ما ميگويي.
زرد نشي
راستي با افتخار لينك شدي
پاسخحذفعکس خیلی قشنگه. حس قشنگی بهم داد.
پاسخحذفباز هم تیرِ بعد از خرداد
من دشمن تو وعقاید تو هستم ولی حاضرم جانم را برای تو وعقاید تو فدا کنم (روسو)
پاسخحذفسلام . راستش قالب وبلاگ قبلی ایراد داشت . مجبور شدم عوضش کنم .در مورد نظرات هم نمی دونم چرا هوس کردم همه چی یه طرفه باشه .
پاسخحذفتاب ندارد
پاسخحذفتاب نداریم
تاب ندارم
...
خيلي قشنگ بود ...
پاسخحذفو تاثير گذار ...