۱۳۸۹ خرداد ۲۰, پنجشنبه

طلوع مطلع


شب امتحان...
شب یلدای امتحان...
همیشه طولانی ترین شبها، شبهایی هستند که صبح فردا  امتحان داری و کلی درس نخونده میون کاغذهای کتاب و جزوه هات انتظار میکشند تا خونده بشند.خسته ای و تنها آرزویی که در اون لحظه  داری ، تموم شدن ورق زدن و مرور این خط ها و کلمات و برگه ها، قبل از وارد شدن دزدانه نور خورشید صبح فردا به اتاقته...
دلت میخواد بی خیال همه خونده ها بشی و اگر شده تنها برای چند دقیقه چشمهای خستت رو روی هم بزاری و بخوابی.
هرچه پیش میری چشمهات گرمتر و سنگین تر میشه و باز نگه داشتنشون سخت تر...
 چشمهات ،فقط و فقط کمی خواب می خواند.
بی خیال همه چیز...
و چقدر این خواب بی خیالی شیرینه...
اما بیدار میمونی تا برگه های جزوت همراه با سیاهی شب به آخر برسه.
اگر چشمهات خستگی رو تحمل کنند و باز بمونند با دیدن طلوع خورشید و رسیدن به آخرین ورق ،نفس راحتی میکشی و خیالی که میخواستی به بی خیالی بزنیش آسوده میشه.
اما اگر، خودت رو بدی به دست بی خیالی و خواب ، یه لحظه بیدار میشی و میبینی آسمون سیاه دیشب،آبی شده و صبح امتحان رسیده...
خواب یا بیدار،صبح شده و باید بری ...
سر جلسه امتحان،سوالات رو میخونی ...
آخ چقدر راحته...
اگر بیدار مونده بودم و خونده بودم جوابشون ساده بود...
و هزار و یک اگر و ای کاش دیگه...
همکلاسی هات  تمام شب رو بیدار بودند و این درس رو از برمیکردند و تو خواب ...
دیگه صبح شده و امتحان ...
و فقط افسوس از شبی که گذشت .
صبح امتحان برای اونهایی که  تمام شب بیدار بودند و سنگینی و خستگی چشمها رو تحمل کردند آبی و آفتابیه،اما برای تویی که با آرامش فقط خوابیدی پر از دلشوره و دلواپسی...
شب امتحان ،شب یلداست و به صبح رسیدنش طولانی ، اما به بیداریش می ارزه....
این سیاه طولانی ،شیرینی سپید طلوع مطلع و آماده تو رو داره...
حالا یک ساله که ما داریم این شب طولانی رو از سر میگذرونیم ،بعضی هامون درسمون رو از قبل خوندیم و بلدیم اما همپای  آدمهای اطرافمون بیدار میمونیم تا اونها خوابشون نبره و بعضی هامون اسیر خواب و بی خیالی شدیم و عده ای با همه میلی که به خواب داریم سعی میکنیم بیدار باشیم و بخونیم و بدونیم چون ایمان داریم که این شب یلدا هرچه قدر هم طولانی باشه،صبح فردایی داره ،صبح فردایی که فقط شیرینیش رو اونهایی که تمام شب رو بیدار بودند میدونند.
همه اینها رو گفتم که بگم رفیق پاشو،وقت خواب نیست ،صبح امتحان نزدیکه...

دانشجو نوشت: دیشب امتحان داشتم و تمام شب بیدار بودم ،امروز پروژه درس مربوطه رو تحویل دادم و یه نفس راحت کشیدم،چقدر این آرامش و فراغ بال بعد از امتحان شیرینه...
اما داشتم با همین بالهای بی خیالی و آرامش تو فضای دانشگاه پرواز میکردم،که به یکی از بردهای دانشگاه رسیدم،چیزی که دیدم اطلاع رسانی تعدادی از دانشجویان ارشد درباره یکی از اساتید محترم بود،که اتفاقاً روحانی هستند و اتفاقاً معاون پژوهشی دانشگاه هستند و باز از اتفاق یه زمانی به ایشون لقب دکتر میدادن ! طبق تحقیقات این دانشجوها و پیگیری مدارک تحصیلی نام برده در سایت دانشگاه  ، کاشف به عمل آمده که مدرک دکتری جناب حجه الاسلام تقلبی بوده!!!
و نکته خیلی خیلی جالبتر اینکه با وجود اعتراضات گوناگون دانشجویان ، مسئولین عزیز دانشگاهمون هیچ عکس العملی نشون نداده و جناب دکتر تقلبی همچنان بر سمت خودشون هستند!
و جالب تر اینکه ایشون تدریس اکثر دروس رشتهء ارشدی رو  به عهده داره که در کل کشور برای اولین بار در دانشگاه ما راه اندازی شده...
مسئله تقلبی بودن مدرک به اندازه روحانی بودن ایشون مهم نیست،این همه که تو این مملکت دکتر و مهندس بی مدرک ریخته،یکی هم ایشون...
ولی یکی نیست به این آقا بگه اگر حرمت انسان بودنت رو حفظ نمیکنی و این چنین دروغ میگی ،حداقل از لباسی که به تن داری و دین محمدی که مثلاً تو مروجش هستی شرم کن...
اینجاست که من میشم محارب و تو میشی روحانی خداترس ...
حجاب من باعث فساد دین و جامعه میشه و لباس تو مظهر پاکی و عدالت...

 شریعتی نوشت:بسيار كم اند از آدمي زادگان كه انسان اند يا انسان مي شوند.

چاشنی نوشت:به عنوان چاشنی موسیقی این پست ، آهنگی پیشنهاد نمیکنم،یه برنامه رادیویی با صدای فرشید منافی از رادیو پس فردا رو چاشنی میکنم.
  

۶ نظر:

  1. شاید اگر تحقیق کنین معلوم بشه که اون لباس روحانیت هم تقلبیه.

    پاسخ دادنحذف
  2. آدرس وبلاگ جديدم قبليه فيلتر شد:
    http://datoshu-sk.blogfa.com/

    پاسخ دادنحذف
  3. آخه باران جان تو مملکتی که وزیرش و معاون اول رئیس جمهورش مدرکشون تقلبیه چه انتظاری از یه استاد دانشگاه داری

    پاسخ دادنحذف
  4. بیداریم.

    یعنی حداقل سعی میکنیم بیدار باشیم. همین هم کافیه.

    راستی شما احیانا علامه نمیخونید؟
    تو علامه با توجه به رئیس دانتشگاه از این اتفاقا زیاد میوفته.
    لعنت به صدر الدین شریعتی (رئیس دانشگاه علامه) :دی

    پاسخ دادنحذف
  5. چشمامون داره می افته ولی نمی تونیم بخوابیم
    انگار دیگه هیچ وقت نمی تونیم
    ...

    پاسخ دادنحذف
  6. چه تعبیر قشنگی کردی از این شب ِ پیر
    ...
    "
    ایمان داریم که این شب یلدا هرچه قدر هم طولانی باشه،صبح فردایی داره ،صبح فردایی که فقط شیرینیش رو اونهایی که تمام شب رو بیدار بودند میدونند.
    "
    ...
    یادت باشه
    اون صبح که رسید
    وقتی خورشید نا باورانه چشم های خسته مون رو تسخیر کرد
    بخاطر شب هایی که همپا بودی و بیدار
    تنگ توی بغل ببوسمت

    پاسخ دادنحذف

نوشتن نمیدونم،هر چه گفتم زبان دلم بود...
خوشحال میشم با نظراتتون کمکم کنید تا این زبان دست و پاشکسته را اصلاح کنم.
اگر اکانت گوگل داریند،گزینه اول را انتخاب کنید و اگر نه،در گزینه سوم اسم و آدرستون رو برام بنویسید و اگر هم مایلیند به عنوان ناشناس نظر بدید،آخرین گزینه رو انتخاب کنید.
ممنون از همراهیتون