۱۳۸۹ تیر ۹, چهارشنبه

تن ، تاب ، ترانه


تاب می خورد هنوز،تاب ترانه ام
ترانه می خواند و تب میکند مدام

تب دارد و تن تاب ندارد
تن تیر خورده است ، تاب ندارد

تیر، تیرباران ،تابستان، تجاوز
تیر، تهران، تجاوز ، ترانه...


حساب نوشت: کلمه های شکسته بسته ام رو به حساب شعر نگذارید ،فقط یه حس بود که دوست داشتم روی کاغذ بیارم.

خاطره نوشت:7تیر،ترانه و مسجد قبا...

چاشنی نوشت:سمفونی ایثار  (اگرچه فکر میکنم آقای انتظامی سمفونی ایثارش رو دوباره باید بسازه)

۱۰ نظر:

  1. گاهی سخنی که از درون فوران میکند حماسه می آفریند آن هم حماسه ای از جنس آزادی
    زیبا بود

    پاسخحذف
  2. تو هم که مثل من اسیر این روزشمار هشتاد و هشتی
    ...

    پاسخحذف
  3. آگاهی--->ممنون،امیدوارم اول خودم آزاد و آزاده باشم

    پرند--->تمام برگه های تقویم 88 را مثل گلبرگهای گلی میان دفتر مشق هایم خشک می کنم،تا همیشه یادش بمانم.راستش رو بگم یه پست دیگه آماده کرده بودم اما امروز یادم افتاد که پارسال همین روزها بود که...

    پاسخحذف
  4. ممنونم كه سر زدي.
    اين چيزي هم كه نوشتي همون شعره ديگه اصلا تعريف شعر و اگه خونده باشي همينه.
    درباره زنجيرم بگم كه جانا سخن از زبان ما ميگويي.
    زرد نشي

    پاسخحذف
  5. راستي با افتخار لينك شدي

    پاسخحذف
  6. عکس خیلی قشنگه. حس قشنگی بهم داد.

    باز هم تیرِ بعد از خرداد

    پاسخحذف
  7. من دشمن تو وعقاید تو هستم ولی حاضرم جانم را برای تو وعقاید تو فدا کنم (روسو)

    پاسخحذف
  8. سلام . راستش قالب وبلاگ قبلی ایراد داشت . مجبور شدم عوضش کنم .در مورد نظرات هم نمی دونم چرا هوس کردم همه چی یه طرفه باشه .

    پاسخحذف
  9. تاب ندارد
    تاب نداریم
    تاب ندارم
    ...

    پاسخحذف
  10. خيلي قشنگ بود ...
    و تاثير گذار ...

    پاسخحذف

نوشتن نمیدونم،هر چه گفتم زبان دلم بود...
خوشحال میشم با نظراتتون کمکم کنید تا این زبان دست و پاشکسته را اصلاح کنم.
اگر اکانت گوگل داریند،گزینه اول را انتخاب کنید و اگر نه،در گزینه سوم اسم و آدرستون رو برام بنویسید و اگر هم مایلیند به عنوان ناشناس نظر بدید،آخرین گزینه رو انتخاب کنید.
ممنون از همراهیتون