۱۳۸۹ تیر ۱۱, جمعه

وقتی سرود ای ایران بر ما حرام میشود


در این مدت کوتاهی که اینجا ،مشق می کنم واز خودم و دغدغه هام می نویسم همیشه سعی کردم این منِ مجازی رو با منِ واقعی جدا کنم و هیچ وقت اسمی از زادگاه و شهرم یا دانشگاهم نبرم...
چراییش رو هم بگذارید به حساب رسم این خونه های مجازی!
اما امروز اتفاقی، وقتی برای دیدن نمره های پایان ترم به سایت دانشگاه سر زدم مطلبی دیدم که دود از سرم بلند شد!
دانشگاه ما و سیاست!!!!!
دانشگاه ما ، یه دانشگاه هنر آروم و بی سر و صداست با دانشکده های مختلف که از هم جدا افتادند و هرکدوم گوشه ای از شهر در ساختمانهای کاهگلی و تاریخی نفس میکشند.پر از کلاسهایی با طاقچه و قوس و پنجره های چوبی،با درهایی که رو به حوض آبی حیاط و درختهای سر به آسمان ساییده باز میشه.پر از ظهرهای گرم و آروم آفتابی و غروبهای خنک و دلنشین.و بچه ها بیشتر در بوم و رنگ و ساخته ها و بافته هاشون سیر میکنند تا در سیاست و بازی سیاه و سفید روزگار.حداقل در چهارچوب فضای دانشگاه آنچه که من در این 4 سال دیدم اینگونه بوده.
گرچه سال پیش ،هم دانشگاهی های من هم درست مثل همه جوانهای 88 قبل از انتخا.بات شادی کردند و بحث کردند و در کنار هم سرود وطن خواندند ، و بعد از اون برخلاف خیلی ازفضاهای دانشگاهی شهرم در محیط دانشگاه سکوت کردند و تنها بغض های فروخوردشون را طرح زدند و رنگ کردند...
با همه این ها آنچه من دیدم اکثریتی بود مثل خودم و اقلیت بیست ، سی نفری بس. یج و چند نفری حراست و ...
حالا بعد از اون همه صبوری و سکوت ،جماعتی در آخرین روزهای خرداد امسال به فکر ایجاد تشویش و خط خطی کردن آرامش این خاکستر زیر تل آتش افتاده اند .و با انتشار عکس و بیانیه های رنگ به رنگ و استفاده از تیغ تهمت(که این روزها تنها ابزار مبارزه این آدمها شده)سعی دارند از میان جشن ها و دور هم بودن کوتاه  این جماعت کثیر حرفهایی بسازند...
قضیه از این قرار بود که هرسال اواخر ترم دوم ،دانشجوها و تشکل ها دور هم جمع میشوند و تدارک مراسمی را میدهند که طی آن به استاد محبوب در میان دانشجویان رای داده شود و تقدیری ازاساتید...
اما امسال ،این جشن به اضافه مراسم دیگری که در دانشکده دیگری از دانشگاه برگزار شد از ظن بعضی (همون عده قلیل) اختلاط دختر و پسر و ابتذال و ایجاد فتنه تعبیر شد!!!...
انگار  دیگر طاقت ،همین خندیدن ها و گرد آمدن های کوچک و ساده ما را هم ندارند!!!
القصه،اینکه این دوستان به اصطلاح آگاه و شدیداً به هنجار داستان خیالی و عکسهایی که هیچ سندی نیستند را تقدیم برادران عزییییییییز و زحمت کش رجا و فارس نیوز کردند و آنها هم طبق معمول دست به شکرپراکنی زدند.
(بخونید+)...البته ببخشید که مثل جناب فیل ترچی شما رو از اینجا به اونجا ارجاع دادم!
پرچم سه رنگ بیچاره که یک سال است به کام دیگران برافراشته شده،اینجا دست ساخته خود بچه ها بوده و تنها دلیل نبود نشان الله نداشتن وقت برای چاپ کردن آن است.
در ضمن جناب خبرگزاری محترم،اسم دانشگاه رو اشتباه تلفظ فرمودند(سوکیاس نه سوتیاس)...
و بدانید که در روزها و سالهای در پیش رو،دست زدن در کنار هم ،دست دادن تعبیر می شود و خندیدن اختلاط جنسی!!!
و جالب تر از همه آنکه، خواندن سرود ای ایران  وطن فروشی است و بس!!!
و دف زدن یک دختر مساوی با سنگسار او...
و در آخر بعد از همه تحقیرها و توهین ها که سر پیکانش حتی به سوی رئیس دانشگاه هم رفته،سر به زیر می اندازند و ملتمسانه پوزش میخواهند(+جوابیه دانشگاه)...
این است عاقبت ما،تیر خوردن میان جماعتی جاهل و جماعتی مصلحت پرست...

لبخند نوشت:گاهی اونقدر افکار این جماعت پوچ و بی مایه است که بیشتر به طنز میماند و فقط باید خندید...

چاشنی نوشت: +سرود ای ایران با صدای دریا دادور(به کوری چشم هر که چشم دیدن ایران را ندارد)

۲۲ نظر:

  1. مطلب رجا رو هم خوندم نمیدونم این تشکلهای به اصطلاح دانشجویی (بسیجی)موقعی که دروغ رسم شد، تجاوز افتخار شد، رنگ پرچم تغییر کرد ،آدم کشی باب شد، آیا اسلام در خطر نیافتاد البته خوارج دیروز یاران امروز علی شده اند

    پاسخحذف
  2. امام سجاد : پدرم حسین با لبیک 30هزار مسلمان کشته شد چون میگفتند او خارجیست واز دین خروج کرده

    پاسخحذف
  3. استیصال که شاخ و دم ندارد. همه زورشان را به کار برده اند ولی هنوز باورشان نیست توانسته باشند بر اوضاع مسلط شده باشند. همه امیدشان به سرنیزه هاشان است و سر نیزه افتادنی است ... ما "امید" داریم و آن ها فقط این یکی را ندارند که به همه کار می آید

    پاسخحذف
  4. اونقدر می ترسن که برگزاری یه مراسم ساده دانشجویی هم اونارو به تکاپو می ندازه
    تازه باید خوشحال هم باشی و به کارتون ادامه بدین

    پاسخحذف
  5. یعنی رجانیوز رو که خوندم حالم بهم خورد. نکته حالب دف زنی دختر بود!!! از فردا حتما میخوان به شجریان هم گیر بدن که نوازنده زن تو گروهت هست...
    ای خدااااااااااااااا

    پاسخحذف
  6. ***

    این روزا مفهوم پوستین وارونه ای رو که حضرت علی می گفت ، با پوست و گوشت و خونم احساس می کنم .
    بدبختی اینه که یه عده ای برداشت های غلط خودشون رو حق محض می دونن و می خوان به هر قیمتی شده اون رو به دیگران هم تحمیل کنن .

    ....................

    شاید برات جالب باشه بدونی که توی دانشگاه ما هم متاسفانه از ایندست مسائل زیاده .
    توی هفته فرهنگ و هنر کانون های هنری فرهنگی دانشگاه ما یه جشنواره برگزار کردن و غرفه زدن و هر کسی مطابق با توانایی هاش یه برنامه هایی اجرا می کرد ، دست آخر همین تشکلایی که می گی بهمون انواع و اقسام تهمت ها رو زدن و اون برادر ارزشی تک تک موهامون رو که از مقنعه بیرون بود شمرد ، بدون اینکه به چشمهای خودش بگه نگاه نکن !
    دست آخرش کنسرت موسیقی به عنوان سند ابتذال جشنواره شناخته شد و ریشه کن شدن موسیقی از دانشگاه در دستور کار قرار گرفت .
    واقعا موندم چرا این جماعت نفس کشیدن رو منع و مخالف شرع اعلام نمی کنن !

    پاسخحذف
  7. واقعا بیشتر به طنز می موند
    !!!
    و چقدر خوبه این حماقت هاشون
    خیلی خوبه
    ما گوشه ای می ایستیم و نگاه می کنیم به لبخندی تلخ
    و خودشون فرو می رن
    بین منجلابی که چشم بسته ساختن

    پاسخحذف
  8. از اینا که بگذریم
    چه عنوانی
    روحمو مچاله کرد
    و چه طراحی صحنه ای
    روحمو تازه کرد
    ...

    پاسخحذف
  9. به آگاهی-->این آدمها چشمهاشون رو بستند و زندگی را از گوشه چشم میپایند...اینها خوارج شده اند و عده ای هم همان مصلحت طلبان

    به محمد--->دستهایمان خالی است و تنها داراییمان جوانه سبز امید که سبزیش چشمشان را میزند

    به سمیه-->خوشحالیم از این حقیر بودنشان،اما اگر دیدگانمان را اشک بار نکنند...

    به جهان سومی-->بله،بهت قول میدم تا چند وقت دیگه نواختن ساز نه تنها برای خانومها که برای آقایون هم ممنوع میشه!

    به الهام-->امروز وقتی خبری که آخر نوشتم اضافه کردم رو شنیدم،نفسم گرفت...
    نفسهامون هم از این هم بیداد به شماره افتاده.

    به مهتاب-->گورکن ها روزی در گورهایشان اسیر میشوند،می دانم.

    پاسخحذف
  10. سلام باران عزیز.با معرفی 2 کتاب به روزم

    پاسخحذف
  11. به دنیای که مردمانش عصااز کور میدزدند
    من خوشدل محبت جستجو کردم

    پاسخحذف
  12. سلام . واقعا ببین چه کسایی راجع به ما نظرمیدن . متن خبر تو رجا نیوز واقعا متعجبم کرد .

    پاسخحذف
  13. سلام. بنده هم اصفهان هستم.هماهنگ کنید تا کتاب را به دستتان برسانم.البته خودم از استادم گرفتم و کپی گرفتم.

    پاسخحذف
  14. بیاد همه مردانی که روز پدر رادر زندان بودند به یاد مرد بزرگ احمد زیدآبادی مردی که یک آخ را بردلشان گذاشت

    پاسخحذف
  15. نشنيدي چگونه اسلام به خطر افتاد با هر ضربه بر دف؟
    نديدي خنده هاي گاه به گاه دختران عرش خدا را لرزاند؟
    حس نكردي...؟ (ببخشيد رجا خوندم جو گير شدم!)
    ول كن بابا دانشكده ما هم همين بود تازه شما جشن گرفتيد ما همين جوري داشتيم تو دانشكده راه مي رفتيم يهو اومدن گفتن تو سلف هنر مشروب سرو كردن ... و دو هفته پروسه داشتيم و بيانيه پشت
    بيانيه
    اينا فقط مي خوان ما حسرت بخوريم كه راستش داريم مي خوريم

    پاسخحذف
  16. با سلام....
    ما از جنس کوهیم ....سخت و استوار...
    می دانم چه دردیست که بخواهی سر به نیرنگ و تزویر جماعت نادان بی هنر بنهی...
    تمام مواردی که ذکر کردید بنده در دوران دانشجویی خود با آن دست و پنجه نرم کردم...تهمت ها... دروغها... پاپوشها.... کوته فکری ها...و....
    ولی با اینهمه از پای ننشستیم....

    پاسخحذف
  17. سلام ... پروفایل تون را می خوندم ... اینجا رو به نظرم باید بخونید، شما از "،" به جای "," برای جدا کردن علاقمندی هاتون استفاده کردین که باعث شده سیستم همه رو یک مجموعه در نظر بگیره. این لینک رو مطالعه کنید لطفا
    http://mmoeeni1010.blogspot.com/2010/06/blog-post_27.html

    پاسخحذف
  18. من دق ميكنم آخر با اين سيستم كامنت گذاري بلاگ پربار تو.نميتونم هم نذارم.نميشه اومد خوند و حرفي نزد.
    با تمام محافظه كاري اي كه داشتي فكر كنم لو دادي كه اصفهان درس ميخوني.و احتمالا تو يكي كوچه هاي كنار ميدونم شهدايي.ها؟
    در هر صورت متاسفم از اين همه فاصله ي جنسي كه هر روزم داره بر بيشتر شدنش تلاش ميشه.به اميد روزي كه همه به چشم دوست به هم نگاه كنن و صداقت پشت نگاهشون باشه

    پاسخحذف
  19. عکس قشنگ و خاطره انگیزیست


    "به روزم"

    اگه حالشو داشتی به ما هم سر بزن
    خوشحال میشیم

    پاسخحذف
  20. عذرخواهي ميکنم پست قبلي يادم رفت بگم که فيلتر شديم

    اگر لينکمون رو اصلاح کنيد ممنون ميشيم ..

    پاسخحذف
  21. امان از دست عمو فیلتر باف!
    با افتخار تمام فیلتر شدیم
    اگه دوست داشتید ادرس جدیدو جایگزین کنید
    kabootareazadi2.blogfa.com

    پاسخحذف
  22. عکس این پستت برام باز نشده بود اون بار
    الان دیدم
    چقدر قشنگه
    چقدر قشنگه
    آخ ... چقدر قشنگه
    دلم ریش شد
    ...

    پاسخحذف

نوشتن نمیدونم،هر چه گفتم زبان دلم بود...
خوشحال میشم با نظراتتون کمکم کنید تا این زبان دست و پاشکسته را اصلاح کنم.
اگر اکانت گوگل داریند،گزینه اول را انتخاب کنید و اگر نه،در گزینه سوم اسم و آدرستون رو برام بنویسید و اگر هم مایلیند به عنوان ناشناس نظر بدید،آخرین گزینه رو انتخاب کنید.
ممنون از همراهیتون